گره دستهایمان باز شد
جای انگشتت را از گونههایم کندم
حتی سایه عبورت را پاک کردم
ولی تو داشتی در رگهای من میدویدی
*****
نمیخواهم پس بروم
نمیخواهم پیش بیایم
بگذار...
طرحی برای یک نمایشنامه
صحنه:
اتاق تاریک... وسط اتاق میز و صندلی...
روی میز کاغذ و خودکار
در سایه روشن صحنه:
زنی روی صندلی نشسته
سرش را روی میز گذاشته...