شعرهایی از فاطمه شاهنده
گره دستهایمان باز شد
جای انگشتت را از گونههایم کندم
حتی سایه عبورت را پاک کردم
ولی تو داشتی در رگهای من میدویدی
*****
نمیخواهم پس بروم
نمیخواهم پیش بیایم
بگذار...
داستان کوتاه خیابان جنوبی از سالار امانی
«اعلام میشود در نظر داریم، خیابانی قرینهی خیابان شمالی در جنوب شهر تحت عنوان خیابان جنوبی بسازیم. تمامی خانههایی که در این خیابان...
قسمتی از رمان زهرا اکرامی
خودم رامی رسانم خانه حاج فیروز! دورتادور خانه پر استاز مهمان هایی که از دور و نزدیک برای عرض تسلیتآمدهاندنصیبهخانم لباس عزا بر تن،در...
خواب تلخ شعری از هما حمزه پور
من زنی که از ارس بیرون زدهام
و بر گردهام هنوز داغی از قبایل عرب است
و زمستان...
با این همه سردیش تنها فصلیست که زمین را...
مروری بر زندگی و آثار دکتر علیاصغر حلبی
عرصهی ادبیات ایرانزمین پر است از شخصیتهایی که گاه بر سر زبانها هستند و گاه بهدلایل مختلف، خاموش و گمنام به رسالتشان ادامه میدهند....
قتل نامحسوس نمایشنامه کوتاه از مریم رهنما
طرحی برای یک نمایشنامه
صحنه:
اتاق تاریک... وسط اتاق میز و صندلی...
روی میز کاغذ و خودکار
در سایه روشن صحنه:
زنی روی صندلی نشسته
سرش را روی میز گذاشته...
معرفی کتابهای انگیزشی برتر در حوزه ادبیات داستانی
سالها پیش که دچار افسردگی شدیدی بودم بدنبال راهی برای خلاصی از آن (و شاید خودم!) بودم. در اینترنت شروع به جستجوی روشهای بهبود...
شعری از دکتر مريم اميرغلامی
میخواهم بروم
بدوم
تا آن سوی دشت
آن جا كه عروسکهای كودكیام
با وسواسی عجيب
موهايشان را
شانه میكنند
بگذار پنجرههای باز را
ببندم
يا نه !!
چشمهايم را
دهانم و گوشهايم را
گِل بگيرم
نكند عاشق...
نوروز در اردبیل
بایرام پایی
هر سال همین موقعها، زود تر از شمعدانی و شببو، عطر هل و دارچین شیرینیها، خبر ازرسیدن عید میداد .
روزی که تکه پارچههای...















