جمعه, شهریور ۷, ۱۴۰۴

داستان کوتاهی از ناصر نخزری مقدم (میهمان ویژه)

عقرب باد عفتِ ماندگار آخرین دختر مردی بازاری بود که زنش شد. بازاری نه ازکله گنده‌هایش. بقالی که بنابه مصلحت دست به کارهای دیگر می‌زد...

شعری از قاسم آهنین جان

هجوم شبنم است وز مهریر خنکای گیسوی تو در خونم که جار میکشد پس پنجره کنار دریا فانوسها که خامش شوند مسافرم ویرانه را به وقت که دریابی به وقت که خونم بر آینه در...