مجموعه غزل لالمرگی از حسین راثی
از فاجعه ی فاصله ها حرف زیاد است
بگذار بخندند به تو مردم این شهر
پشت سر خوبان همه جا حرف زیاد است
کوتاه کنم مسئله را...
کوچههای بیپلاک شعری از پوران عالم سا
در انتهای این قرن مرده نفس می کشم
شبها تکیه بر گاهواره ای سرد
وروزهابا چشمانی بی نگاه
سر بر گلدان خالی عطش
در انتظاری عبث
نه توانی برایم...
شعر آستانی از افسانه رحیمی
شورابیل
هاله هایی از رنگ/سبز و نیلی/آبی و طلایی/نارنجی و بنفش و زرد/رنگین کمان می شوداطراف چشمانم/می روم با بی خردی/به بدنامی دریاچه پراز شور...
شعرهایی از ثمن افضلیفرد
آفتاب در پستوی نگاهت
فریادم را به جاودانگی نور میخواند
درواپسین طواف یک اشک
قامت عشق به دستان لرزانت مانند شد
چه سخاوتمندانه حرمت مهر
برشانههایم جا ماند
من هنوز...
شعرهایی از فاطمه شاهنده
گره دستهایمان باز شد
جای انگشتت را از گونههایم کندم
حتی سایه عبورت را پاک کردم
ولی تو داشتی در رگهای من میدویدی
*****
نمیخواهم پس بروم
نمیخواهم پیش بیایم
بگذار...
خواب تلخ شعری از هما حمزه پور
من زنی که از ارس بیرون زدهام
و بر گردهام هنوز داغی از قبایل عرب است
و زمستان...
با این همه سردیش تنها فصلیست که زمین را...
شعری از دکتر مريم اميرغلامی
میخواهم بروم
بدوم
تا آن سوی دشت
آن جا كه عروسکهای كودكیام
با وسواسی عجيب
موهايشان را
شانه میكنند
بگذار پنجرههای باز را
ببندم
يا نه !!
چشمهايم را
دهانم و گوشهايم را
گِل بگيرم
نكند عاشق...
شعری از امید صباغنو
تا طاقت تو طاق شود، ناز میکند
صبرت به سر که میرسد آغاز میکند
عشق است و لحظهای که گرفتار او شوی
کار شراب کهنهی شیراز میکند!
جسمم...
شعری از محمد سلمانی
هميشه ماه خودت باش و آفتاب خودت
بتاب بر دل هر کس به انتخاب خودت
به هر کسي نه به اندازهاي که لايق نيست
بتاب بر همه،...
شعری از سولماز نصرآبادی
نیشکر
دوستت دارم و دارم دوستت
تنها گزاره
گزارهای تنها/ که جهان را
دل نمیزند
انگشت میزند به نسخه یک عمر میتوان سخن از زلف یار زد
دل میبرد از...