جمعه, شهریور ۷, ۱۴۰۴

قسمتی از داستان نازیلا مختاری

مدرسه نزدیکی‌های خانه ما بود به همان نزدیکی که شاگرد اولی من در کلاس سوم راهنمایی. آقا جانم آرزو داشت که حتما تحصیلم را...

قسمتی از رمان مریم اسمعیل زاده

گریه‌های کودکانه ای گوشم را نوازش کرد چشمانم را به آرامی باز کردم نگاهم که به نگاهش افتاد متوجه شدم این چشم‌ ها روزها...

داستان کوتاه خیابان جنوبی از سالار امانی

      «اعلام می‌شود در نظر داریم، خیابانی قرینه‌ی خیابان شمالی در جنوب شهر تحت عنوان خیابان جنوبی بسازیم. تمامی خانه‌هایی که در این خیابان...

قسمتی از رمان زهرا اکرامی

خودم رامی رسانم خانه حاج فیروز! دورتادور خانه پر است‌از مهمان هایی که از دور و نزدیک برای عرض تسلیت‌آمده‌اندنصیبه‌خانم لباس عزا بر تن،در...

قتل نامحسوس نمایش‌نامه کوتاه از مریم رهنما

طرحی برای یک نمایشنامه صحنه: اتاق تاریک... وسط اتاق میز و صندلی... روی میز کاغذ و خودکار در سایه روشن صحنه: زنی روی صندلی نشسته سرش را روی میز گذاشته...