بـُـلــور
بـُـلــور
آذر ماه 1403 ، ایران- تبریز
«من سالار امانی ، دانشجوی چندرسانهای هستم ؛ چند سالی هست که هنرجوی ادبیات خلاق هستم. در جهانی سوررئال...
داستان کوتاه از زهرا مبارکی
به شهر ... خوش آمدید
میدونی!!!
من دیگه اون دختر چند سال پیش نیستم...کلی رو خودم کار کردم ... یه عالمه کتاب های انگیزشی خوندم
انقدر محکم شدم...
اشعاری از مریم رهنما
دردی در حال پا گرفتن
در لابه لای من
تک تک مویرگ های تنم به خون من تشنه اند
چون کولبری غمگین که زندگی جابه جا میکند
در...
شعری از نغمه نیکفال
پری کوچک غمگین!
حق با تو بود؛
باد ما را با خود برد...
و مُرد؛
پرندهای «که فرو رفت
در اندیشهی ابری ولگرد»...
باد ما را با خود بُرد؛
تو ایستادی
و...
نگاهی بر کتاب شازده کوچولو اثر آنتوان دوسنت اگزوپری ترجمه احمد...
شازده کوچولو داستان خلبانی است که در یک کویر سقوط می کند و با شهریار کوچکی که از سیاره دیگری به زمین آمده است،...
نگاهی به مجموعه کله سحر توی طبق بامداد (وحید ضیائی/ نشر...
سرشاری تصاویر بعید
کله سحر طبق بامداد، مجموعه شعری سرشار از تصاویر بعید، که خیال خواننده را برمیانگیزد و فیلمی جلوی چشمش ظاهر کرده و...
شعرهایی از لیلا تاجیک
1)
و گره پشتِ گره
ميخورد بر بختم
ميكنم اين را باز
ميشود ان بسته
به گمانم كه خدا بيكار ست
ميزند بخت مرا باز گره
و من هي ميخندم
و خدا...
قسمت دوم نمایشنامه قتل نامحسوس مریم رهنما
سارا
اتاق تاریک... وسط اتاق میز و صندلی...
روی میز کاغذ و خودکار
در سایه روشن صحنه:
زنی روی صندلی نشسته
سرش را روی میز گذاشته است
دستانش خونی است
در...
شعری از رسول نوری
بگذریم که پیشانی ام چروک شده
بدتر از آن دل ام،چروک تر شده
بگذریم که عشق،دست لاابالی ها افتاده و ننگ شده
بدتر از آن،علاقه ها همش،...
نقدی بر کتاب کله سحر طبق بامداد
کله سحر توی طبق بامداد که از عشق و جنگ درخاورمیانه سخن میگوید ششمین آثار وحید ضیایی به سبک ( شعر آستان : تلفیق...